عبد الرضا سالار بهزادى

78

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

و به هرطريق ممكن شاهزاده را از مسافرت خراسان و بعد كه اصل مسافرت را قطعى ديدند ، از لشكركشى به هرات و بخارا و خيوه بازدارند . از سوى ديگر مأمورين انگليسى عازم افغانستان و ديگر نواحى آسياى مركزى شدند تا آن ممالك را براى مقابله آماده كنند . از جملهء اين مأمورين آرتور كونالى ( Arthur Conoly ) صاحب‌منصب نظامى انگليسى بود كه در اين زمان ، به نوشتهء شادروان محمود مخصوصا جهت انجام اين مأموريت از لندن اعزام گشته بود و توسط كمبل ، يا مكدونالد وزيرمختار و يا شارژ دافر وقت انگليس ، 87 به اتفاق سيد كرامت على هندى در لباس بازرگانان به شرق ايران اعزام شد و مأمور بود كه « . . . اوّل به استرآباد و ميان تركمانها رفته و از آنجا به خراسان و هرات و كابل و خيوه و بخارا بروند و در هرجا كه براى آنها پول لازم شود به وزيرمختار انگليس مقيم تبريز حواله دهند . . . » 88 و نيز در همين هنگام دكتر ولف ( Dr . Wolff پدر سر دراموند وولف وزيرمختار آتى انگليس در ايران ) در آسياى مركزى و تركستان بوده است . از جمله وظايف اين مأمورين در آسياى مركزى آن چنان كه از نوشته‌ها و خاطرات آنها برمىآيد ، تبليغات ضد ايرانى و مخصوصا بر عليه نايب السلطنه و اشاعهء شايعات دروغ به منظور ايجاد آمادگى روانى در اهالى آن حدود براى مقابله با عباس ميرزا بوده است . كونالى كه در لباس تجارت به هرات رفته بود مىنويسد : « . . . شبها كه ما با افغانها دور هم مىنشستيم ، من صحبت شكست قشون عباس ميرزا را از روسها براى آنها نقل مىكردم ، ولى هيچيك از آنها باور نمىكردند كه قشون ايران از قشون روس شكست بخورد . . . » 89 و جان ويليام كى انگليسى در كتاب خود گزارشى از دكتر ولف نقل مىكند كه در آن آمده است : « . . . خيلى غريب است كه اين اخبار با يك سرعت فوق العاده در اين ممالك منتشر مىشود و همه كس باور مىكند ؛ نه تنها در صفحات خراسان ، بلكه در تمام تركستان و كابل نيز اين اخبار شايع است كه عباس ميرزا نايب السلطنه و وليعهد ايران يك شاهزاده خانم روسى را به زنى گرفته و مذهب روسها را هم قبول نموده است و با پنجاه هزار قشون روس به طرف خراسان و خيوه حركت كرده و اين قشون روس به عباس ميرزا كمك خواهد نمود كه تمام خراسان را متصرف شود . . . درينجا شايع است كه دولت روس حاضر شده باقيماندهء مبلغ غرامت جنگ را به دولت ايران ببخشد ، مشروط بر آنكه دولت ايران در تصرف مملكت خيوه به دولت روس مساعدت كند . . . » 90 اقدامات كمبل و كاپيتان شى توانست برنامهء حمله به خيوه را يك سال به تعويق اندازد ، و سال بعد نيز تصميم بر اين گرفته شد كه تنبيه افاغنه و تسخير هرات بر حمله به خيوه مقدم داشته شود و مأمورين انگليسى مجددا توانستند كه همان برنامه را نيز به تأخير اندازند . سرانجام شاهزاده نايب السلطنه كار سرخس را بر كار هرات و خيوه مقدم داشت و در 1833 ميلادى سرخس را كه مركز خريد و فروش اسراى ايرانى و دسيسه‌پردازيهاى امراى تركستان بر عليه ايران شده بود تسخير و تاراج كرد . كمبل از هربهانه و هرموقعيتى براى فشار به عباس ميرزا جهت انصراف وى از عمليات شرقى مورد نظرش بهره مىجست . يكى از ابزار اعمال اين فشار